هوش تجاری

هوش عملیاتی (Operational Intelligence) چیست و چگونه انجام می‌شود؟

هوش عملیاتی (Operational Intelligence) رویکردی برای تجزیه و تحلیل داده است که باعث می‌شود تصمیمات و اقدامات در عملیات کسب و کار براساس داده‌های زمان حال تولید یا جمع‌آوری‌شده توسط شرکت‌ها باشد. به طور معمول، فرآیند تجزیه و تحلیل داده به صورت خودکار انجام شده و اطلاعات حاصل در سیستم‌های عملیاتی برای استفاده فوری توسط مدیران کسب و کارها و کارمندان ادغام می‌شود.

هدف برنامه‌های هوش عملیاتی در درجه اول کارمندان خط مقدم هستند که در صورت دسترسی به اطلاعات به موقع کسب و کار (هوش تجاری) و داده‌های تجزیه و تحلیل شده، می‌توانند با آگاهی بهتر تصمیمات شغلی بگیرند یا در مورد مسائل سریع‌تر اقدام کنند. به عنوان مثال می‌توان به نمایندگی‌های مرکز تماس، نمایندگان فروش، تیم‌های بازاریابی آنلاین، برنامه‌ریزان تدارکات، مدیران تولید و متخصصان پزشکی اشاره کرد. علاوه بر این، از هوش عملیاتی می‌توان برای ایجاد پاسخ خودکار به رویدادها یا شرایط مشخص استفاده نمود.

آنچه اکنون به عنوان هوش عملیاتی شناخته می‌شود از هوش تجاری عملیاتی تکامل یافته و بیشتر به استفاده از پرس و جو و گزارش‌گیری هوش تجاری سنتی متمرکز است. هوش عملیاتی این مفهوم را به سطح تحلیلی بالاتری می‌رساند، اما هوش تجاری عملیاتی بعضی اوقات با هوش عملیاتی جایگزین می‌شود.

هوش عملیاتی چیست؟

هوش عملیاتی روشی است که به شما اطلاعات بروز در مورد آنچه که در کسب و کارتان اتفاق می‌افتد می‌دهد. این امر می‌تواند به شما کمک کند سریع تصمیم بگیرید که در نهایت عملکرد شما را بهبود می‌بخشد.

بیایید نگاهی به اوضاع پیش از به وجود آمدن هوش عملیاتی بیندازیم. در آن زمان، اگر شما نیاز به تصمیم‌گیری داشتید، باید در یک بازه زمانی کسب و کارتان را نظارت می‌کردید.

پس از آن، می‌توانستید نمودارهایی بسازید که به شما امکان می‌داد کارها را راحت‌تر تجسم کنید. فقط در این صورت است که می‌توانستید تصمیم بگیرید که چگونه کار خود را بهبود ببخشید. یک مشکل در این روش این بود که شما مجبور می‌شدید هفته‌ها یا ماه‌ها برای جمع‌آوری اطلاعات کافی صبر کنید.

مشکل دیگر این بود که هر تصمیم براساس داده‌های به دست آمده برای یک دوره زمانی در گذشته گرفته می‌شد. به همین دلیل، گاهی اوقات ممکن بود تصمیمات شما نتیجه‌ای را که انتظار داشتید به دنبال نداشته باشد. این رویکرد معمولاً به عنوان هوش تجاری (Business Intelligence) شناخته می‌شود.

هوش تجاری و هوش عملیاتی به شما کمک می‌کنند تا تصمیمات بهتری بگیرید. همچنین می‌توان گفت هوش عملیاتی جانشین هوش تجاری است. اما تفاوت اصلی در این است که وقتی از هوش عملیاتی استفاده می‌کنید، به داده‌های زمان حال نگاه می‌اندازید و بر اساس آن‌ها تصمیم می‌گیرید.

هوش عملیاتی فعالیت‌محور است، به این معنی که تصمیمات براساس آنچه کاربر در برنامه انجام می‌دهد، اتخاذ می‌شوند. هنگامی که از هوش تجاری استفاده می‌کنید، اطلاعات مربوط به گذشته اخیر را مشاهده می‌کنید. هوش تجاری داده‌محور است و به پایگاه داده‌ای که داده‌ها و معیارهای مختلف کسب و کار در آن ذخیره می‌شوند بستگی دارد.

نتیجه اصلی هوش عملیاتی این است که وقتی به داده‌های زمان حال نگاه می‌کنید، می‌توانید زمانی که تصمیم‌گیری از ضرورت ویژه‌ای برخوردار است، تصمیمات صحیح را اتخاذ کنید.

هوش عملیاتی چگونه کار می‌کند

هوش عملیاتی یک پروتکل یا معماری نیست بلکه یک رویکرد است. از این رو، جریان خاصی در آن وجود ندارد. بنابراین بیایید با تجزیه هوش عملیاتی به اجزای اصلی، آن را بررسی کنیم. سیستم هوش عملیاتی معمول دارای گردآورنده‌ها، تجزیه و تحلیل‌ها و یک داشبورد اقدام است.

گردآورنده داده (Data Collector)

داده‌ها قسمت اصلی هوش عملیاتی هستند. اگر داده‌ای وجود نداشته باشد، نمی‌توانید کاری انجام دهید جز اینکه شروع به جمع‌آوری داده‌ها کنید. گردآورندگان ابزاری هستند که داده‌های مفیدی را جمع‌آوری می‌کنند که می‌تواند به شما در فهمیدن آنچه اتفاق می‌افتد کمک کند.

این داده‌ها معمولاً از طریق گزارش‌های سرور، گزارش‌های برنامه و رویدادهای برنامه به دست می‌آیند. می‌توانید گزارشات را در برنامه‌ها یا سیستم‌هایی تنظیم نمایید که فکر می‌کنید در آن‌ها داده‌های مفیدی پیدا خواهید کرد و سپس داده‌ها را از آنجا واکشی کنید.

این گردآوری داده باید به طور مداوم اتفاق بیفتد تا بتوانید به روزرسانی‌های بی‌درنگ را به دست آورید. “زمان حال” به معنای فوری نیست. شما باید تأخیر ورود به سیستم، انتقال داده و غیره را در نظر بگیرید. بنابراین وقتی می‌گوییم “در زمان حال”، ممکن است چند میلی ثانیه تا ثانیه تأخیر داشته باشد.

تجزیه و تحلیل (Analytics)

داده‌هایی که از گردآورنده‌ها می‌گیرید خام هستند. در بیشتر موارد، آن‌ها فقط شامل گزارشات می‌شوند، به این معنی که صدها خط در ثانیه خواهید دید. درک آن بسیار دشوار و تقریباً غیرممکن است. اینجاست که تجزیه و تحلیل وارد می‌شود.

ابزارهای تحلیلی به طرف دیگر گردآورنده متصل هستند. داده‌های گردآورنده‌ها به ابزارهای تجزیه و تحلیل ارسال می‌شود، جایی که برای شما پردازش و تجسم می‌گردند. همچنین می‌توانید یک جداکننده بین گردآورنده و ابزار تحلیلی برای فیلتر کردن داده‌های غیرضروری قبل از تجسم آن‌ها اضافه کنید.

تجسم داده‌ها به شما تصویری واضح از آنچه در حال رخ دادن است می‌دهد. شما می‌توانید نمودارهای مختلفی را بر اساس موارد استفاده خود ایجاد کنید.

داشبورد اقدام (Action Dashboard)

پس از گردآوری و تجسم داده‌ها، در مرحله‌ای هستید که می‌توانید تصمیم بگیرید. داشبورد اقدام به شما کمک می‌کند تا به سرعت تصمیم بگیرید و اجرا کنید. بیایید در ادامه مثالی از معاملات سهام را بررسی کنیم.

فرض کنید یک سیستم هوش عملیاتی دارید که تصمیمات کسب و کار را برای شما می‌گیرد. این سیستم داده‌های سایت‌های بورس را گردآوری کرده، پردازش و تجسم می‌کند. بر این اساس، شما باید تصمیم بگیرید که با سهام خود چه کار کنید.

اکنون اگر داشبورد داشته باشید، می‌توانید این کار را نیز خودکار کنید. داشبوردهای عملی هنگامی مفید هستند که برای موارد خاص اقدامات از پیش تعیین شده‌ای داشته باشید. همچنین می‌توانید به جای اینکه این کار را به صورت دستی انجام دهید، از هوش مصنوعی (Artificial Intelligence) برای انجام خودکار اقدامات استفاده کنید.

به این ترتیب است که هوش عملیاتی به شما کمک می‌کند تا سریع‌تر تصمیم بگیرید. همانطور که ممکن است متوجه شده باشید، برای کار با آن باید تنظیماتی انجام دهید؛ اما قطعا ارزشش را دارد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن