منبع این مقاله
تحلیل کسب و کار

۲۰ درس کلیدی از تحلیل کسب و کار

این مقاله دارای نسخه PDF انگلیسی است. (لینک دانلود)

درباره نویسنده

نویسنده
دنی ون‌دن‌برگ، مشاور، تحلیلگر کسب و کار و دارنده مدرک CBAP است که در ژوهانسبورگ زندگی می‌کند. در دو دهه اخیر در صنایع مختلفی به تحلیل کسب و کار پرداخته و در زمینه تحلیل نیازمندی‌ها تجربیات زیادی داشته است. وی در این مقاله به ۲۰ درس مهمی که از تحلیل کسب و کار در طی دو دهه اخیر رسیده، می‌پردازد.

درک این مسئله برای من بسیار دشوار است (و کمی ناراحت‌کننده است) که اکنون بیست سال است که در دنیای تحلیل کسب و کار، فعالیت می کنم. از یک طرف، من احساس پیری می کنم (گرچه، ظاهراً زندگی از چهل سالگی شروع می شود)، اما از طرف دیگر  مزیت داشتن تجربه زیاد، جهت افزایش اطمینان شما در اکثر شرایطی که ناگزیر با آن روبرو هستید، برای من مایه تسلی است. از آنجایی که دوست دارم گاهی اوقات لحظاتی را در مورد وقایع در زندگی و کار خود تامل کنم، تصمیم گرفتم درس‌های کلیدی را که فکر کنم در دو دهه گذشته به اندازه کافی خوب یاد گرفته ام، یادداشت کنم.

سلب مسئولیت: این دروس به هیچ وجه از  الگوی مطمئن و سریعی برای تضمین فعالیت شما به عنوان یک تحلیلگر کسب و کار پیروی نمی کند. اینها صرفاً مشاهدات و یادگیری های شخصی خودم هستند و امیدوارم به دیگران کمک کنند و نکته ارزشمندی یاد دهند.
و البته، من هر روز در حال یادگیری هستم …

۱. در تحلیل کسب و کار، خوب گوش کنید

سال‌ها پیش، معلم کلاس سوم من، خانم مومبرگ  شعر زیر را به کلاس ما آموخت ( منسوب به ادوارد هرسی ریچاردز):

یک جغد پیر خردمند در یک درخت بلوط زندگی میکرد. هرچه بیشتر می دید، کمتر صحبت می‌کرد. هرچه کمتر صحبت می‌کرد، بیشتر می‌شنید. چرا همه ما نمی‌توانیم مثل آن پرنده پیر خردمند باشیم؟

با تشکر از خانم مومبرگ، بخاطر اینکه آن شعر را با ما به اشتراک گذاشت، یاد گرفتم که چقدر توجه جدی به رابطه یک به دو در نسبت دهان به گوش اهمیت دارد.
گوش دادن، گوش دادن واقعی، در شناسایی صحیح، درک دقیق و پاسخگویی مناسب نیازهای مشتریان، ذینفعان، اعضای تیم یا هر شخص دیگری برای موضوعی که ما به عنوان بخشی از کار با آنها درگیر می شویم، تفاوت ایجاد می کند.هنوز هم سعی می کنم جلوی خودم را بگیرم که مانع قطع شدن صحبت دیگران نشوم و سعی می کنم در حین صحبت دیگران، گوش فرا دهم و به طور مداوم در حال فکر کردن به پاسخ نباشم. می گویند که بالاترین نوع احترام گوش دادن است، بنابراین به خودم یادآوری کنم که با گوش دادن احترام خود را نشان می دهم.

۲. روابط مهم هستند

زندگی سرتاسر روابط است، اینطور نیست؟ همچنین وقتی صحبت از کار ما می شود. یک مؤلفه بزرگ روابط خوب و محکم، حول اعتماد می چرخد. اعتمادسازی نیاز به تمرکز دارد و معمولاً به زمان نیاز دارد. 
چند نکته اصلی روابط مورد توجه من شامل موارد زیر است:
خوش قول باشید
ما همچنان باید تلاش کنیم تا به تعهدات خود عمل کنیم، زیرا این امر موجب ایجاد اعتماد و صداقت می شود.
مدیریت انتظارات
این مورد ناشی از اعتمادی است که ایجاد می کنیم. این مورد واقعاً سخت است و مطمئناً مستلزم کار مداوم، روزانه و کوشش است. اما اگر خودتان را در کفش افرادی که به آنها خدمات می دهید، قرار دهید احتمالا تمایل دارید وضعیتی سرآمد، هشدار های زودهنگام و به روزرسانی مناسب خود داشته باشید.
آگاه باشید
انسانی باشید که بتواند با اطرافیان خود ارتباط برقرار کرده و آنها را ببیند. سعی کنید با اطرافیان خود به گونه ای ارتباط برقرار کنید که تنها معامله نباشد. البته زمان همیشه اجازه این امر را نمی دهد، اما اگر در مدت زمان طولانی با مردم همکاری کنید، سعی کنید همیشه روابطی سازنده داشته باشید.
تعیین صحیح ارزش روابط خوب و قابل اعتماد در یک سازمان واقعاً دشوار است. زمان شما در برقراری ارتباط موثر و تصمیم گیری سریع صرفه جویی می شود، بدون این که نیازی به اتخاذ سیاست های غیر قابل پیش بینی که افرادی با آنها آشنا هستند و عده ای خیر، داشته باشید. روابط محکم، حرفه ای و قابل اعتماد زندگی را بسیار ساده تر می کند تا کارها به سرعت و کارآمد انجام شود.

۳. با «چرا» شروع کنید، تا تصمیم درست بگیرید

سیمون سینک در کتاب خود با عنوان “با چرا شروع کن” در مورد دایره طلایی شروع با چرا صحبت می‌کند. وی بر اهمیت تشخیص دلیل انجام و یا بهبود کارهایی که انجام می دهید تاکید می کند. در هسته این دایره طلایی، سؤال این است که چرا؟
چرا ما این کار را بدین طریق انجام می دهیم؟ چرا نیاز به تغییر دارد؟ چرا ما آن را تغییر نمی دهیم؟ با پرسیدن چرا، درباره هدف و استراتژی بحث می کند، که احتمالاً بهترین راه برای شروع است.
تجزیه و تحلیل علت های اصلی از این مفهوم سیمون با طرح سوال “چرا؟” چندین بار تا زمانی که واقعاً علت اصلی یک مشکل را درک کنید پشتیبانی می کند. “چرا” در مورد هدف، استراتژی و جهت صحبت می کند.
استراتژی باید قبل از ساختار باشد. نقشه قبل از زمان باشد. اثربخشی قبل از بهره وری باشد. با طرح سؤال  چرا، ما سعی می کنیم از ساختن صحیح چیزی، قبل از این که حتی شروع به درست ساختن آن کنیم، اطمینان حاصل کنیم.
علاوه بر این، سوال “چرا؟” از جذب مشتری نیز پشتیبانی می کند. چرا مشتریان برای خرید محصول یا خدمات شما پول خرج کنند؟
اگرچه به نظر می رسد که اخیرا به جذب مشتری توجه شده است، اما شرکت های واقعاً موفق  همیشه به آنچه مشتریانشان درخواست می کنند توجه زیادی داشته اند.
به عنوان تحلیلگران کسب و کار، ما باید به طور مداوم مشاغلی را که در آن فعالیت می کنیم به چالش بکشیم تا از نیاز واقعی و اساسی مشتری مطلع باشیم.
غالباً سهامداران مشاغل فرض می کنند که دقیقاً می دانند نیاز مشتری چیست، اما ممکن است این دیدگاه آنها باشد که تلاش می کنند تا با توجه به سیستم فعلی، فرآیند، فناوری یا محدودیت های فرهنگ سازمانی خود نیاز مشتری را برآورده کنند. این جایی است که ما باید گام برداریم و سعی کنیم دیدگاهی بی طرفانه داشته باشیم، احتمالاً با کمک برخی داده ها یا تحقیقات مشتری محور  از یک دیدگاه دیگر پشتیبانی کنیم.

۴. سؤالات بهتری بپرسید

وقتی سؤالات بهتری می پرسیم، معمولاً جواب های بهتری نیز می گیریم. همچنین پرسیدن سوالات اشتباه، می تواند منجر به دریافت پاسخ های اشتباه شود. من اینگونه یاد گرفته ام که قبل از هرگونه تعامل، جلسه، و کارگاه، برای تهیه سوالات هدفمند و مرتبط با آنچه در تلاش برای رسیدن به آن هستم سعی کنم.
بعضی اوقات، بعد از دریافت پاسخ اولیه، سوال دوم را مطرح می کنم. این امر گاهی باعث می شود که فرد پاسخگو از نظر جواب اول خود، دید عمیق تری پیدا کند.
تکرار آنچه که من به عنوان پاسخ به سوالاتم می شنوم، به من کمک می کند تا اطمینان حاصل کنم که شنونده منظورم را به درستی درک کرده است. در غیر این صورت، آنها این فرصت را دارند که تعبیرهای غلط من را تصحیح کنند و همچنین به آنها نشان می دهد که من به درک درست آنها اهمیت می دهم.
برای اینکه بی طرف باشید، به ویژه در هنگام استنباط نیازمندی ها،نکته مربوط به سوال این است که، سوال هدایت کننده نپرسید. اگر این کار را انجام دهید، بذرهایی را در ذهن شنونده کاشته اید. پاسخ ها از آنچه در سؤال اصلی به آن اشاره می کنم، متاثر می شوند و بنابراین این یک پاسخ واقعی و بی طرفانه نیست.

۵. بپذیرید که نیازی به دانستن تمام پاسخ‌ها ندارید

به دلایل عجیبی، تحلیلگران کسب و کار اغلب احساس می کنند که باید همه چیز را بدانند. این امر آنها را تحت فشار قرار می دهد، به ویژه در  زمانی که:
_ آنها اصل موضوع را نمی دانند،
_ غالباً آنها در بحبوحه آشکارسازی وضعیت واقعی هستند
_ و حتی اگر آنها بیشتر از ذینفعان خود که با آنها مشارکت دارند بدانند، این بدان معنی نیست که از تمام پاسخ ها آگاهی دارند.
واقعیت این است که شما به عنوان یک تحلیلگر کسب و کار، همه چیز را نمی دانید و این اشکالی ندارد. در حقیقت، فرصت فوق العاده ای است. این فرصت چشم انداز بی طرفانه را برای شما فراهم می کند تا مشکلات را با چشمانی تازه ببینید.
این اجازه را به شما می دهد که سؤالاتی “به ظاهر احمقانه” ای بپرسید که اغلب مردم از آن میترسند چرا که ممکن است بی اطلاع به نظر برسند. اغلب این نوع سؤالات مکالمات شگفت انگیز حل مسئله ای را باز می کنند که در غیر این صورت پنهان باقی خواهد ماند.
من متوجه شدم که ارزش واقعی که می توانم اضافه کنم ساده سازی، ترکیب و کاهش مجموعه های پیچیده از مشکلات، فرآیندها، مجموعه اطلاعات و غیره به مدل ها و اسناد ساختارمند، آسان، قابل درک و استفاده، است.
شما به عنوان یک تحلیلگر کسب و کار، به طور حرفه ای در حال راهنمایی کارشناسان و متخصصان  این حوزه به روشی هستید که داوطلبانه اطلاعاتی را تهیه کنند تا پل های اجتناب ناپذیر را بین مشکلات و راه حل های مربوط به آن مشکلات ایجاد می کنند. این به خودی خود، بیشتر یک هنر است تا علم.

۶.با مشتریان خود صحبت کنید

غرق شدن در دیدگاه های خودمان از مشکلات و راه حل های مورد استفاده بسیار فریب دهنده است و می توان خیلی راحت رئیس واقعی خود یعنی مشتری را فراموش کرد.
چرا ما با مشتری شروع نمی کنیم؟
قبل از اینکه شروع کنیم. در طی فرایند، اغلب اوقات، هنگام تست و  بعد از اجرا و یا به طور مداوم.
لحظه ای که از منبع مصرف کننده آنچه تولید می کنیم، دور شویم، وارد یک شیب بسیار لغزنده خواهیم شد. قرار دادن خودم به جای مشتری، اغلب موجب شده است که من در اندیشه و رویکردهای اصلی خود به تجدید نظر بپردازم.

۷.هیچ تحلیلگر کسب و کاری جزیره نیست

تحلیلگران کسب و کار، گاهی اوقات در سمت و سایت های مشتری بسیار  منزوی به نظر می آیند و به اشتباه تصور می کنیم که ما باید ارتش های یک نفره مرد و زن باشیم. این البته عاقلانه نیست و من آموخته ام که برای موفقیت و اثربخشی ساختن یک ساختار حمایتی در اطراف خود ضروری است.
به شناسایی و پرورش روابط با مربیان کلیدی، متخصصان صنعت و دامنه و متخصصان تجزیه و تحلیل کسب و کار که از آنها می توانید در مورد چالش های فعلی خود یاد بگیرید و با آنها مشورت کنید، بپردازید. گاهی اوقات اجرای یک رویکرد توسط یک دوست قابل اعتماد، ایده ها و دیدگاه های بسیار خوبی ارائه می دهد که شما نمی توانید از منظر شخصی خود ببینید.
با نگاهی به گذشته شغلی خودم، می توانم واقعاً نعمت های بیشماری را بشمارم و از آن دسته از افرادی که فرصت، موقعیت، مشاوره، و یا پشتیبانی و تشویقی در طول این سفر به من دادند، تشکر کنم. من واقعاً ممنونم و هنوز هم هستم!

۸. به موسسه بین المللی تحلیل کسب و کار (IIBA) بپیوندید

اگر شما فردی هستید که نقش یک تحلیلگر کسب و کار را جدی می گیرید و آن را به عنوان یک حرفه (و نه فقط شغل) در نظر می گیرید، باید در این زمینه سرمایه‌گذاری کنید تا به بهترین تحلیلگر کسب و کار تبدیل شوید.
این به معنای عضویت در بهترین سازمان مربوطه در زمینه حرفه خودتان است، که در این مورد (تجزیه و تحلیل کسب و کار)، نظر من، انستیتوی بین المللی تحلیل کسب و کار (IIBA) است.
از زمان تاسیس در سال ۲۰۰۳، آنها به عنوان نهاد برتر حرفه ای در زمینه تحلیل کسب و کار مورد توجه قرار گرفته اند. در سال ۲۰۱۴، آنها بیش از ۲۷۰۰۰ عضو در ۶ تا از ۷ قاره داشته اند. آنها فرصتی برای همکاری، ارتباط و رشد با دیگر تحلیلگران کسب و کار محلی و جهانی را فراهم می کنند. امروز به آنها بپیوند!


همچنین ببینید: دوره تحلیل کسب و کار BABOK

 

۹. گواهینامه اخذ کنید

پزشکان، مهندسان، حسابداران خبره، دانشمندان و غیره همگی متعلق به مجموعه حرفه ای هستند و معمولاً همه آنها باید قبل از اینکه ادعای وضعیت مربوطه باید مجوز بگیرند. اکثر این گواهینامه ها همچنین نیاز به تعدادی واحد توسعه حرفه ای (PDU) در هر چرخه دارند، که اساساً برای یادگیری، رشد و مشارکت اعضای معتبر در حرفه های خود طراحی شده اند. فکر می کنم این موضوع بسیار خوبی است زیرا محیطی را ایجاد می کند که حداقل استانداردهای مشخصی در آن ایجاد شود. و این اطمینان را به مصرف کنندگان خدمات خود می دهند، که آنها دارای تجربه، تخصص و آگاهی در زمینه های مربوطه می باشند.
از دیدگاه رشد شغلی، این همچنین به عنوان چارچوبی مناسب از اهداف عمل می کند که یک فرد حرفه‌ای می تواند خود را بسنجد.
انستیتوی بین المللی تحلیل کسب و کار تعدادی گواهینامه در نظر گرفته است که به تحلیلگران حرفه‌ای کسب و کار کمک می کند تا دانش خود را کامل کنند، زیرا تجربه بیشتری کسب می کنند. این گواهینامه ها شاملECBA ، CCBA  ،CBAP ، CBDA و AAC است. 

به عنوان نمونه، گواهینامه برتر تحلیل کسب و کار، تجزیه و تحلیل کسب و کار حرفه ای (CBAP)، که در حال حاضر توسط IIBA ارائه شده است، به عنوان حداقل معیارهای صلاحیت موارد زیر را شامل می‌شود:
اتمام حداقل ۷۵۰۰ ساعت تجربه کار تجزیه و تحلیل در ۱۰ سال گذشته، در این تجربه، حداقل ۹۰۰ ساعت در ۴ تا از ۶ حوزه دانش راهنمای BABOK®، و حداقل ۳۶۰۰ ساعت از ۷۵۰۰ ساعت مورد نیاز است.
_ حداقل ۳۵ ساعت توسعه حرفه ای در ۴ سال گذشته
_ ارائه دو مرجع،
_ موافقت با آیین نامه،
_ موافقت با شرایط و ضوابط،
_ گذراندن امتحان
در حال حاضر بیش از ۸۰۰۰ موقعیت CBAP در جهان وجود دارد.


۱۰. تکنیک ها را اعمال کنید

در اواخر دهه هشتاد، برنامه تلویزیونی مورد علاقه من بدون شک MacGyver بود. من عاشق دیدن راه های مبتکرانه ای بودم که او می توانست به آنها دست پیدا کند تا بر سخت ترین شرایط غلبه کند و همه این موارد فقط با یک چاقوی ابزاری و مقداری چسب نواری امکان پذیر بود.
تصور کنید اگر او ابزار بیشتری در اختیار داشت، چه کاری می توانست انجام دهد. اجازه دهید وقتی از تکنیک های تحلیل کسب و کار استفاده می کنیم، خود را از نظر تفکر محدود نکنیم. آبراهام مازلو گفته:

اگر فقط چکش دارید، تمایل دارید که همه مشکلات را به عنوان میخ ببینید.

غالبا فلسفه محدود ما در موقعیت های کاری دنبال می شود و این امر منجر به نتایج بهینه نمی شود.
در راهنمای کسب و کار (راهنمای BABOK®) نسخه ۳، لیستی از ۵۰ تکنیک مختلف در اختیار شماست. بله پنجاه !!!
مشکلات مربوط به تجزیه و تحلیل کسب و کار بسیار کمی وجود دارد (در صورت وجود) که با استفاده از این تکنیک ها نتوانید آنها را حل کنید. با این تکنیک ها، نحوه کار کردن، زمان استفاده از آنها و چگونگی سازگاری آنها با شرایط منحصر به فرد آشنا شوید.

۱۱. از زبان های مدل سازی استفاده کنید

من به عنوان یک تحلیلگر کسب و کار  امتیاز زیادی در ابتدا برای اینکه نحوه انجام مدل سازی به شما آموزش داده شود، قائل هستم. من با یک زبان مدلسازی خاص با نام زبان یکپارچه مدلسازی (UML) آشنا شدم. با گذشت سال ها، من توانایی ایجاد مدل هایی را پیدا کردم که دیدگاه ها و سطوح مختلف انتزاع با ارزش از نظر من در درک، استنباط، مستندسازی و توضیح مشکلات و راه حل ها برای ذینفعان به شکلی جامع و ارزشمند وجود داشته باشد و زوایای احتمالی را پوشش دهد.
من شخصاً معتقدم که تحلیلگران کسب و کاری که فقط از صفحات گسترده (مثل اکسل) یا پردازشگرهای کلمه (مثل ورد) استفاده می کنند، فن دیگری را از دست می دهند، به خصوص که هیچ راهی وجود ندارد که بتواند به طور دقیق تمام روابط ردیابی احتمالی را که یکی از آنها در صورت استفاده از الگوسازی خوب و  زبان همراه با یک ابزار مدل سازی مناسب مورد توجه قرار می گیرد را جمع آوری کند.
موارد بسیار اندکی وجود دارد که بیشتر از افرادی که خود را متخصصان کسب و کار حرفه ای می نامند، من را ناراحت می کند و آنها به جهت یک لیست از یک جلسه انتخاباتی خارج می شوند و سپس آن را یک استثنا می نامند. درک چشم اندازهای مناسب هنگام مدل سازی، تضمین می کند که تحلیلگر کسب و کار به تمام ابعاد مختلف چارچوب زکمن مانند چه کسی، چرا، چی، کجا، چه زمانی، چگونه پاسخ می دهد.
زبان های مدل سازی انواع نمودارهای آزمایش شده را ارائه می دهند که می توانند تحلیلگر کسب و کار را در تعیین دامنه، شناسایی اطلاعات یکپارچه سیستم، نمایش جریان فرآیند، شناسایی گذارهای موقعیت، روابط اسناد بین مجموعه اطلاعات، شناسایی قوانین، محدودیت ها، الزامات و حتی افرادی که نقش های مختلف را ارائه می دهند، و در چه فرایندی در گیر هستند را راهنمایی کنند.
پیروی از رویکردهای مناسب (متا مدل) هنگام مدلسازی، به شما کمک می کند تا آنچه را که در صورت تمرکز فقط روی یک عنصر مانند فرایند، به طور کامل از دست بدهید، تشخیص دهید.

۱۲. رهبر باشید

می توان ادعا کرد که بهترین دوست مدیر پروژه، تحلیلگر کسب و کار است. وظیفه او این است که کشتی را در مسیر صحیح هدایت کند و پروژه را به موقع تحویل دهد. اما به طور معمول، آنها زمان درگیر شدن با جزئیات را ندارند. اینجاست که یک تحلیلگر کسب و کار  خوب می تواند ارزش فوق العاده ای را به مدیر پروژه اضافه کند. از آنجا که ما با جزئیات ارتباط داریم، باید دائماً از هماهنگی درک، انتظارات و ارتباط بین سهامداران مختلف اطمینان حاصل کنیم. اگر هر چیزی از مسیر اصلی خود دور شود، ما معمولاً اولین فردی هستیم که آن را حس می کنیم. این ویژگی می تواند در واقع به یک مدیر پروژه بسیار خوب خدمت کند.
آنها می توانند به سرعت یک دوره  را اصلاح کنند و و یا کاری در جهت کاهش ریسک انجام دهند که در نتیجه باعث صرفه جویی در وقت و هزینه پروژه می شود. از آنجا که تحلیلگر کسب و کار به صورت همه جانبه در کل سازمان فعالیت می کند، ما موقعیت منحصر به فردی برای گوش دادن به هر آنچه مربوط به یک پروژه خاص است، داریم.
بنابراین نقش ما این است که موارد مختلف را هماهنگ کنیم. ما باید در جهت تسهیل یک درک منسجم و هماهنگ به طور مداوم عمل کنیم. فرایند تسهیل همیشه باید به این منظور انجام شود که افراد بتوانند همکاری بهتری داشته باشند.
پیوند مداوم مردم و جذب آنها برای مشارکت در موضوعات مورد علاقه متقابل، مهم است. “مردم تمایل دارند از آنچه به آنها کمک می کنند پشتیبانی کنند”، من این جمله را سال ها پیش خواندم و نمیدانم چه کسی اولین بار این موضوع را کشف کرده است، اما واقعاً مرا تحت تأثیر قرار داده و آن را کاملا صحیح می دانم.
اگرچه این فرایند بسیار دشوار و آهسته ای است، اما تنها روش واقعی برای دستیابی به خرید گسترده تر و همکاری واقعی هنگام تلاش برای ایجاد تغییر است. مثل این جمله قدیمی آفریقایی: “اگر می خواهید سریع بروید، تنها بروید. اگر می خواهید خیلی دور شوید، با هم بروید.” بنابراین، به یاد داشته باشید که خود را به عنوان رهبر و متحد کننده یک پروژه ببینید، چرا که این امر در موارد متعدد به من کمک کرده است.

۱۳. با عدم قطعیت کنار بیایید

بیشتر تجزیه و تحلیل کسب و کار در چارچوبی انجام می شود که باید تغییر کند. گاهی اوقات آنچه در حال حاضر وجود دارد، باید بهبود یابد یا با چیز دیگری جایگزین شود یا دیگر برای وضعیت آینده سازمان مناسب نیست و باید به چیزی کاملاً متفاوت تبدیل شود. هر وقت پروژه جدیدی را شروع می‌کنیم، مطمئناً تغییراتی پیش خواهد آمد و این برای بیشتر افراد بسیار ناراحت کننده است. بیایید با تغییرات روبرو شویم، تعداد کمی از افراد دوست دارند تغییر کنند. این عدم اطمینان را ایجاد می کند و عدم اطمینان اغلب ترس زیادی ایجاد می کند. تغییرات احتمالی شیوه ای که افراد امورشان را انجام می‌دهند تهدید می کند، فرایندهای راحت آنها را تغییر می دهد، حتی ممکن است امنیت شغلی آنها را تحت تاثیر قرار دهد.
توسعه مهارت های نرم و درک نحوه کار با افراد به روشی که فشار اضافی را بر تغییر شرایط ایجاد نکند بسیار مهم است. اما طرز فکر شما در مورد فضای اصلی روزمره تان نیز اهمیت دارد. علاوه بر رسیدگی به شرایط سازمانی با حداکثر حساسیت، ما باید با این واقعیت روبرو شویم که هر روز و هر موقعیتی احتمالاً با شرایط قبلی متفاوت خواهد بود. ممکن است مرتباً از منطقه امن خود خارج شوید، و با مجموعه مشکلات جدید و منحصر به فرد مختلفی که قبلاً هرگز با آنها روبرو نشده اید، به چالش کشیده شوید. زندگی یک تحلیلگر کسب و کار چنین است. اگر این برای شما مناسب نیست، و ترجیح می‌دهید فردا نیز مانند امروز باشد، پس شاید شما باید یک مسیر شغلی متفاوت را دنبال کنید.
تجزیه و تحلیل کسب و کار این است که دائماً خارج از منطقه امن خود را تجربه کنید، اما خارج از منطقه امن شما، تنها جایی است که یک شخص واقعاً می تواند رشد کند، اینطور نیست؟

۱۴. به یک یادگیرنده همیشگی تبدیل شوید

از زمانی که پیرتر شدم  و به خصوص در این دوره بمباران اطلاعاتی که در آن زندگی می کنیم، با نقل قولی از انیشتین بیشتر موافقم:

هرچه بیشتر یاد می گیرم، بیشتر می فهمم که چه مقدار نمی دانم.

حقیقت ساده این است که هیچ یک از ما همه چیز را نمی دانیم و هیچکدام از ما نمی توانیم به هر چیزی که روزانه یاد می گیریم بسنده کنیم. فرقی نمی کند که آیا این تحقیقات جدید، اختراعات و اکتشاف ها، روش ها یا تکنیک های بهتری است، یا حتی فقط فناوری های جدید یا مدل های کسب و کار است که صنعتی را که ما در آن کار می کنیم به شدت مختل می کند. اما باید تمام تلاش خود را بکنیم تا ادامه دهیم. ما باید متعهد شویم که دانش آموزان مادام العمر باقی می مانیم. باید خواننده های سرسختی باشیم. ما باید این واقعیت را بپذیریم که نیاز به یادگیری چیزهای جدید در هر روز، برای بقیه عمر، اکنون دیگر یک تجمل اختیاری نیست، بلکه به خصوص در زمینه تحلیل کسب و کار یک ضرورت است. در انجام این کار، ما فقط نباید به کسب دانش توجه کنیم چرا که به نظر می رسد ماندگاری نسبتاً محدودی دارد و می تواند به سرعت منسوخ شود. درعوض، ما باید در میان زمینه های همیشه در حال تغییر، بر مهارت های واقعا ارزشمند متمرکز شویم.

۱۵.تاثیر و ارزش را اندازه گیری کنید

در مورد پروژه های قبلی، متوجه شدم که هر وقت اهداف، نتایج موفقیت آمیز، شاخص های کلیدی عملکرد یا معیارها کاملاً واضح و مشخص نباشند، به ندرت هدف به دست می آید.
شفاف سازی معیارهای موفقیت، از جمله بهترین سوالاتی است که تحلیلگر کسب و کار می تواند در ابتدای پروژه از شما بپرسد، تا مشخص شود که ارزش واقعی مورد نیاز برای یک پروژه چه خواهد بود. این شفافیت انتظارات را ایجاد می کند و اعضای تیم را به سمت آنچه برای کار نیاز دارند هدایت می‌کند، و شفاف سازی هدف را ایجاد می کند.
انجام این کار، قطعاً به ایجاد یک مجموعه مقدماتی از معیارها کمک می کند، که براساس آن می توانید پیشرفت های اضافه شده به عنوان نتیجه مستقیم ابتکار تغییر را اندازه گیری کنید.

اندازه گیری برای این است که بدانیم. اگر نمی توانید اندازه گیری کنید، نمی توانید آن را بهبود ببخشید.

۱۶.تکرار کنید

اگرچه در دهه گذشته اصطلاح چابک (Agile) بیش از حد مورد استفاده قرار گرفته است، اشتباه شده است و گاهی اوقات حتی به عنوان یک عبارت وارونه نیز مورد سوء استفاده قرار گرفته است، اما هیچکس لزوماً برای پیشرفت سریع تر، برای اینکه مشاغل سازگارتر و پاسخگو به نیازهای مشتری باشند، و برای تیم های فناوری اطلاعات و توسعه محصولات تا در اسرع وقت و به طور موثر نوآوری کنند، تلاش نمی کند.


من شخصاً چیزهای زیادی در مورد این آزادی آموخته ام که “لازم نیست از ابتدا چیزی کامل باشد”. دورشدن تدریجی از فلسفه هایی مانند طراحی کامل از پیش تعیین شده(BDUF) به سمت استراتژی های طراحی ظریف تر، به شرط آنکه به درستی انجام شود، مهم است.
بدیهی است، این بدان معنی نیست که یک شخص: 

_ تجزیه و تحلیل مناسب و حرفه ای را متوقف کند.
_ هدف بزرگتر را گم کند،
_ و سناریوهای پیچیده را به یک لیست ساده یادداشت کاهش دهد.
در عوض این بدان معناست که ما یک روحیه متفاوت روانی را اتخاذ می کنیم که در آن:
_ بپذیرید که ما همه پاسخ ها را از پیش نداریم،
_ برای محاکمه و خطا، شکست و توانایی تدریجی بهبود ایده ها آماده باشید،
_ فرصتی برای تغییر ذهنیت داشته باشید،
_ بطور مداوم با مشتریان و ذینفعان درگیر شوید، در حالی که دنیای آنها را ایجاد می کنید،
_  در حالی که جهان در حال تغییر است، محصولات تغییر می کنند.
_ ما دائماً در حال انتقالیم و مقادیر ارزشی را که ترجیحاً قابل فروش است یا قابل استفاده است در هر زمان ممکن تحویل می دهیم.

به عنوان یک فرد نسبتاً عملگرا، چابک تر بودن، حتی به من در زندگی شخصی کمک کرده است تا خطرات بیشتری را بپذیرم، خلاق تر بمانم و به خودم اجازه  اشتباهات بیشتری را بدهم.

۱۷. به یاد داشته باشید که یکی از بهترین شغل های جهان را دارید!

این ایده که من به عنوان یک تحلیلگر کسب و کار، یکی از بهترین شغل های جهان را دارم، الهامی است که من فقط به تدریج متوجه آن شدم. و از آن زمان به کار خودم بسیار متفاوت نگاه کردم.
در مورد آن فکر کنید.
هر بار که با صف های طولانی، سیستم های ناکارآمد، فرم هایی با اطلاعات اضافی، رویه های غیر ضروری، سیستم های IVR ناامید کننده، وب سایت ها یا برنامه های تلفنی ضعیف، پرسشنامه نظرسنجی مشتری غیر منطقی (گنگ) روبرو می شوید، بدانید که  این نتیجه مستقیم تحلیل ضعیف کسب و کار است.
به عنوان یک تحلیلگر کسب و کار، می توانید جهان را در جهت بهتر شدن تغییر دهید!
نقش یک تحلیلگر کسب و کار به شما امکان می دهد:
_ محصولات، فرایندها، سیستم ها و مشاغل جدید ایجاد کنید
_ هر چیزی را که کار نمی کند تغییر دهید
_ محیط های موجود را بهبود دهید
_ جهان اطرافتان را شکل دهید
_ چیزها را بهتر کنید
_ به هر چیزی ارزش بدهید
از آنجا که شیوه های تحلیل کسب و کار محدود به صنعت یا حوزه خاصی در جامعه نمی شود، می‌توانید هر کجا که مشکلی وجود داشته باشد مهارت های خود را به کار بگیرید. و مشکلات در همه جا وجود دارد. بنابراین، ادامه دهید، خودتان را خوش شانس بدانید که یک تحلیلگر کسب و کار هستید و بروید و یک تغییر واقعی ایجاد کنید!

۱۸. جزئیات مهم هستند

تفاوت بین یک دسر خانگی و یک دسر خانگی عالی، اغلب در جزئیات نحوه تهیه آن است. در اکثر موارد، همچنین در مورد تحلیل کسب و کار و راه حل نیز همین مسئله صادق است. من یاد گرفته ام که باید با این واقعیت راحت باشم که یک تحلیلگر عالی کسب و کار، باید کاملاً با جزئیات کارها آشنایی داشته باشد (شاید حتی بیشتر از سایر منابع در تیم یک پروژه معمولی). این به معنی خواندن زیاد، تحقیقات مداوم، جلسات و کارگاه های مکرر و مختلف و مستندات روزانه و یا الگوبرداری است.
اما به عنوان تحلیلگر کسب و کار، حتی اگر ممکن است در هر جنبه ای از پروژه کارشناس موضوع نباشم، باید بحث‌های بسیار نزدیک را در مورد چگونگی متناسب بودن همه چیز (ردیابی)، چگونگی تغییر نیازها با گذشت زمان (مدیریت الزامات) و چگونگی تصمیم گیری در نظر بگیرم. و خطرات بر تمام الزامات و قوانین موجود در پروژه (مدیریت تأثیر) تأثیر می گذارد.
شما می خواهید به شخصی تبدیل شوید که دیدگاه گسترده و عمیقی در مورد همه جنبه های یک پروژه دارد. تفاوت در جزئیات است.

۱۹.اقدام کنید

اغلب اوقات هنگامی که نمی دانیم از کجا شروع کنیم، به حالت نیمه فلج دچار می شویم و شروع نمی‌کنیم. هر چه بیشتر شروع کار به تعویق بیفتد، به نظر می رسد که نتوانیم شروع کنیم. آنچه من آموخته ام این است که فقط شروع کنید.
اغلب اوقات، با شروع کار، به نوعی افکار و ایده های جدید آزاد می شوند و سپس شما را به مرحله بعدی و بعدی سوق می دهد. عمل موجب  اقدام بعدی می شود. حرکت مقدم بر احساس است.
این را از الکساندر گراهام بل، مخترع تلفن یاد گرفتم که گفت: “تنها تفاوت موفقیت و عدم موفقیت توانایی اقدام است.”

۲۰.خودتان باشید

علاوه بر تمام بهترین روش های شگفت انگیز، روش ها، تکنیک هایی که امروزه وجود دارد، واقعیت این است که هیچ کس دیگری روی زمین نمی تواند دقیقاً آنچه را که شما می توانید به ارمغان بیاورید، انجام دهند. ایده های منحصر به فرد، چشم انداز و ارزش خود را برای خودتان نگه ندارید. شما استخدام شده اید (و به شما پاداش داده می شود) تا منحصر به فرد بودن خود را (چه کسی هستید و همچنین تجربیات خود را) به محل کار خود بیاورید و اگر این کار را انجام ندهید، در مورد افرادی که از ایده های شما استفاده می کنند عادلانه نیست. شما منحصر به فرد هستید و ایده های شما ویژه هستند، هرگز این را فراموش نکنید!


مجموعه

تحلیل کسب و کار

این پست بخشی از مجموعه تحلیل کسب و کار در کار و کسب است. ترتیب زیر را در این حوزه پیشنهاد می‌کنیم.

  1. BA به چه معناست و تحلیل‌گر کسب و کار به چه کسی می‌گویند؟ (مقدمه‌ای بر BABOK)
  2. تعریف تحلیل کسب و کار براساس BABOK چیست؟
  3. دانلود کتاب | تحلیل کسب و کار BABOK
  4. چگونه مدرک CCBA یا CBAP در تحلیل کسب و کار بگیریم؟
  5. استراتژی‌های قبولی و اخذ مدرک CBAP
  6. مهم‌ترین نکات در اخذ مدرک CCBA و CBAP در تحلیل کسب و کار
  7. چگونه تحلیل‌گران کسب وکار می‌توانند به فروش بیشتر کمک کنند؟
  8. یک روز از زندگی یک تحلیلگر کسب و کار
  9. به این ۷ دلیل شما باید یک تحلیلگر کسب و کار شوید
  10. مهارت‌های زنجیره تامین که هر تحلیلگر کسب و کار باید بداند
  11. تحلیلگر کسب و کار به عنوان یک فروشنده
  12. مسیر تحلیلگر کسب و کار از سطح عملیاتی تا سطح استراتژیک
  13. دفاع از نیازهای ذی نفعان به عنوان رسالت تحلیلگر کسب و کار
  14. ۲۰ درس کلیدی از تحلیل کسب و کار
  15. تحلیلگر کسب و کار در محیط چابک (Agile)
  16. تحلیلگر کسب و کار در مقابل مدیر پروژه
  17. تکنیک طوفان فکری در تحلیل کسب و کار
  18. تحلیل کسب و کار و مدیریت تغییر
  19. ارزیابی تحلیل کسب و کار با شاخص‌های کلیدی عملکرد (KPI)
  20. تحلیل کسب و کار با تکنیک «۵ چرا؟» | Five Whys
  21. چرا تحلیلگران کسب و کار باید از BPMN استفاده کنند؟
  22. سوالات مهم در مصاحبه استخدامی شغل تحلیل کسب و کار
  23. ساخت نیازمندی‌ها براساس سفر مشتری
  24. ۸ نکته از تحلیل کسب و کار و استخراج نیازمندی‌ها (Requirements Elicitation)
  25. داستان کاربر (User Story) چیست و چگونه استفاده می‌شود؟
  26. ارتباط تحلیل کسب و کار با داستان کاربر (User Story)
  27. ۹ نوع مستندات برای نیازمندی‌های تحلیل کسب و کار و کاربرد آن‌ها
  28. اولویت‌بندی نیازمندی‌ها در تحلیل کسب و کار
  29. تحلیل کسب و کار و میزان تسلط لازم بر حوزه تخصصی سازمان
  30. استفاده مجدد از نیازمندی‌ها (Requirements Reuse)
  31. ۳ روش در مشاوره تحلیل کسب و کار
  32. ۵ ترند مهم در تحلیل کسب و کار
  33. ۱۰ نکته برای نقشه برداری فرایندهای کسب و کار 
  34. مدیریت نیازها هنری است که توسط یک تحلیلگر کسب و کار به دست می‌آید
  35. ضرورت تعریف کردن نیازهای کسب و کار
  36. چرا مشکلات و فرصت‌ها برای پروژه‌ها یکسان نیستند؟
  37. ۱۰ تکنیک‌ مهم در تحلیل کسب و کار
  38. نیازمندی‌های غیر کارکردی در تحلیل کسب و کار
  39. تحلیل استراتژیک سازمانی
  40. مزایای تفکر استراتژیک و چگونگی توسعه آن

منبع
منبع
آموزش های حضوری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اگر در خصوص این مقاله یا دانلود منابع مشکل یا سوالی دارید لطفا با پشتیبانی کار و کسب در ارتباط باشید.