تحلیل کسب و کار

مزایای تفکر استراتژیک و چگونگی توسعه آن

فرایند تحلیل کسب و کار معمولاً با یک تغییر مطلوب‌ ایجاد می‌شود. تغییری که اگرچه ممکن است تاثیر موضعی داشته باشد، و در محدوده یک پروژه تعریف شده باشد، اما می‌تواند بر بسیاری از جنبه‌های پنهان اکوسیستم یک سازمان نیز تاثیر بگذارد. چشم انداز و طرز فکر استراتژیک ویژگی مشترک تحلیلگران کسب و کار موفق است. اخذ نگرش مطلوب نسبت به ‌اینده در ذهن و جستجوی فرصت‌هایی برای کمک به وظایف خود، در بهره‌وری کلی، موفقیت و پایداری سازمانی که در آن کار می‌کنید، تفاوت ‌ایجاد می‌کند. ذهنیت مرکز تحولات در مدیریت است. نحوه تفکر و عملکرد شما در دنیای پیچیده و پر از چالش ما بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد. تفاوت بین خوب و عالی ناشی از تفاوت بین ذهنیت و مجموعه مهارت شماست. ما در جهانی زندگی می‌کنیم که مهارت‌ها به طور فزاینده‌ای توسعه یافته و برون‌سپاری می‌شوند. ذهنیت بهترین را از باقی موارد جدا می‌کند چرا که عادت‌های صحیح با استفاده از مهارت‌های شما کمک می‌کنند تا از همه لحاظ برتری نشان دهند. پرداختن و داشتن ذهنیت در مورد ‌اینده و تصویر بزرگتر در حین انجام کاری مطمئناً می‌تواند به عملکرد استثنایی منجر شود، به‌ این دلیل که چرایی و نتیجه مطلوب را در ذهن خود روشن کرده‌اید و‌این گامی‌ به سمت رشد سازمانی و فردی خواهد بود.

تجزیه و تحلیل استراتژی در بسیاری از چارچوب‌های تحلیل کسب و کار مانند راهنمای تحلیل کسب و کار براساس BABOK ، منطقه‌ای جداگانه است. با شروع از نیازها و تجزیه و تحلیل وضعیت فعلی، موقعیت ‌اینده به صورت عملی توصیف می‌شود و منجر به شناسایی مجموعه‌ای از توانایی‌های مورد نیاز سازمان برای تحول می‌شود تا به وضعیت مطلوبی در‌ اینده برسد و به مسئله یا فرصت مورد تجزیه و تحلیل بپردازد.

با‌این حال جهت‌گیری استراتژیک یک متخصص تجزیه و تحلیل کسب و کار بسیار فراتر از فرایند ساختار یافته فوق است. چشم انداز استراتژیک می‌تواند در تمام زمینه‌های دانش و در هر اقدامی‌ در طول سفر تجزیه و تحلیل کسب و کار موثر باشد. ‌این یک روش برای تفکر قبل از هر اقدامی ‌است.‌این توجیه کسب و کار است که شما به دنبال آن هستید و تلاش برای ادغام یک عملکرد تاکتیکی در تصویر کلی سازمان است. ذهنیت یک فیلتر برای قضاوت قبل از هر اقدامی‌ و اطمینان از انطباق اقدامات شما با هدف کلی پروژه و سازمان است.

جستجوی مداوم توجیه کسب و کار برای کسب اطمینان از اقدامات شما در مورد فعالیت‌های تجزیه و تحلیل کسب و کار در خدمت هدف اصلی پروژه و سازمان ضروری است. برخی از جنبه‌های ترکیب ذهنیت استراتژیک را دنبال کنید:

  • به دنبال فرصت‌هایی برای پیشرفت باشید به‌ این معنی که مایل به جستجوی روش‌هایی باشید و از آنهایی بهره ببرید که می‌توانند به سازمان کمک کنند و جنبه‌های موقعیت ‌اینده را بهبود بخشند،‌ این امر از طریق پشتیبانی اهداف سطح بالای استراتژیک محقق می‌شود.‌ این فرصت‌ها می‌تواند در محدوده یا خارج از محدوده پروژه فعلی باشد. “پیمودن مسافت بیشتر” در مفهوم رفتار شهروندی سازمانی ۱ در‌ اینجا قابل استفاده است. یک تحلیلگر کسب و کار با تجربه به جای ‌اینکه فقط بر واقعیت امروز کار کند، ‌اینده را ‌ایجاد خواهد کرد. با ‌ایده‌پردازی سعی در تغییر و بهبود وضع موجود (در یک مورد) خواهد داشت.
  • ارزیابی وضعیت فعلی شامل تحقیق و تجزیه و تحلیل جنبه‌های مختلف محیط سازمانی موجود برای درک وضعیت نگران کننده یا مورد علاقه کسب و کار است. همچنین در چارچوب فوق به معنای بهره‌برداری از‌ این دارایی‌ها و قابلیت‌ها در تحلیل کسب و کار برای دستیابی به بیشترین نتیجه است.
  • همانطور که در مورد وضعیت ‌اینده بحث می‌شود، ممکن است قابلیت‌های متفاوتی برای پرداختن به مشکل یا فرصت مورد تجزیه و تحلیل ارائه شود. بسیار مهم است که وضعیت‌ اینده به وضوح توصیف شود و نتایج و ویژگی‌های مورد نظر درک و در مورد آن توافق شود.
  • نظریه سیستم‌ها و تفکر سیستمی ‌حاکی از آن است که یک سیستم در کل، دارای خصوصیات، رفتارها و ویژگی‌هایی است که از تعامل اجزای آن سیستم ناشی می‌شود.‌ این عوامل تنها از درک مولفه‌ها قابل پیش‌بینی نیستند. تجزیه و تحلیل اقدامات خود را از نظر عواقب ناشی از وابستگی متقابل برای نتیجه موفقیت آمیز فعالیت مهم است.

چگونه یک تحلیلگر کسب و کار می‌تواند ذهنیت استراتژیک شخصی خود را توسعه دهد. نکاتی که باید رعایت کنید:

۱. از تصویرسازی ‌اینده بهتر در سازمان خود نترسید. شما می‌توانید‌ ایده‌های توسعه را برای مدیر خود بیان کنید. اطمینان حاصل کنید که ‌ایده‌های شما به راحتی قابل درک و نوید بخش هستند.

۲. سعی کنید تصویر بزرگتر آن سوی یک پروژه خاص را ببینید. و ‌اینکه چگونه می‌تواند به موفقیت کلی سازمان کمک کند. از خودتان بپرسید تا دلیل انجام کاری را بیابید و آن را توجیه کنید.

۳. استانداردهای بالایی داشته باشید. استانداردهای بالا در مورد رشد و موفقیت شخصی و جمعی است. داشتن استانداردهای بالا بدان معنی است که شما به دنبال روش‌هایی برای افزایش احتمال کارایی و موفقیت سازمان یا تیم شما است.

۴. به کلیشه‌ها توجه کنید. ذهنیت استراتژیک بارها تقاضای نوآوری و تفکر خارج از الگوهای شناخته شده را داشته است.

۵. سوالات سختی بپرسید. سوالات ممکن است عدم اطمینان و ابهام را به همراه داشته باشد اما ‌این تنها راه دستیابی به راه حل‌های پیشرفت است که به پایداری یک پروژه، سازمان کمک می‌کند. سوالات به شما کمک می‌کند تا خطرات کوتاه نظری را کاهش داده و سازمان را به عنوان یک سیستم در نظر بگیرید و به طور کامل روی یک قسمت کوچک مانند بخش یا پروژه خود تمرکز نکنید.

۶. به دنبال روندهای خارج از محیط داخلی خود باشید. برخی از استانداردهای صنعت و بهترین روش‌ها ممکن است به صورت مرسوم برای موفقیت یک‌ایده عمل کنند.

۷. به‌ایده‌ها و افکار خود ساختار دهید. ارائه‌های کوتاه و موثر‌ایجاد کنید. پیشنهادات استراتژیک خود را به روشی روشن و قابل توجیه تنظیم کنید.

تمرکز و ذهنیت استراتژیک ویژگی اساسی در زمینه تجزیه و تحلیل کسب و کار است. یکی از راه‌های توسعه و‌ایجاد آن می‌تواند‌ایجاد فرهنگ سازمانی باشد که عملکرد و رفتار استراتژیک را ارتقا دهد. شرکت‌ها مجبورند فرصت‌های گفتگوی استراتژیک را افزایش دهند و نه تنها مدیر ارشد بلکه همه مدیران به‌ایده‌ها و پیشنهادات گوش فرا دهند.

ظهور تحلیل کسب و کار مبتنی بر داده

اگر داده داریم، باید آنها را بررسی کنیم. اگر هر آنچه داریم عقایدمان است، با نظر من همراه شوید. (جیم بارکسدی، مدیرعامل سابق نت اسکیپ)

اکثر تحلیلگران فناوری اطلاعات کسب و کار، حرفه خود را در “حالت انفعالی” سپری می‌کنند. آنها به وظایفی مانند تعریف نیازمندی‌ها برای برنامه وفاداری شریک جدید،‌ ایجاد داستان‌ کاربر برای پیشرفت در سیستم صورتحساب و تحویل ارائه‌های خود عمل می‌کنند.

در حالی که ‌این تحلیلگران کسب و کار می‌توانند با انجام شایسته وظایف خود، برای سازمان خود ارزش‌ ایجاد کنند، سطح فعالیت آنها همیشه بطور قابل توجهی کمتر از سهم تحلیلگران کسب و کاری است که رویکرد فعالانه‌تر و داده محورتری به کار خود دارند. من‌ این دسته دیگر از تحلیلگران کسب و کار را “تحلیلگران مبتنی بر داده” می‌نامم. تحلیلگران مبتنی بر داده، تحلیلگرانی هستند که تصمیم آگاهانه می‌گیرند تا بر منبع داده‌های دریافتی از مشتری (upstream) تمرکز کنند و داده‌هایی را پیدا کنند که به سازمان برای شناسایی زمینه‌های ‌ایجاد ارزش با بیشترین بازده سرمایه قبل از ورود به “حالت راه‌حل” کمک می‌کند.

اجازه دهید به یک مثال نگاه کنیم. یک دانشگاه آمریکایی را تصور کنید که در تلاش است راه‌هایی برای بهبود وضعیت مالی خود پیدا کند. همه گیری جهانی موجب شده که‌ این موسسه میلیون‌ها نفر را به دلیل تاخیر در پذیرش، بازپرداخت مسکن و غذا و غیره از دست بدهد. یک تحلیلگر کسب و کار مبتنی بر داده می‌تواند با نگاهی به فرصت‌های موجود، ثبت نام در برنامه‌های صدور گواهینامه آنلاین غیر اعتبار دانشگاه را افزایش دهد، منبع خوب درآمدی که هنوز ظرفیت دارد.

این تحلیلگر می‌تواند داده‌های مربوط به فرم‌های ثبت نام تحت وب را بررسی کند و نتیجه بگیرد که ۳۰٪ از فرم‌ها نیاز به ثبت نام در یک جلسه اطلاعاتی دارند که باعث ‌ایجاد یک خطای سروری به دلیل پیکربندی اشتباه می‌شود. سپس تحلیلگر کسب و کار می‌تواند گزارشی بنویسد که نشان می‌دهد دوره‌های ۵ رقمی‌آنلاین چگونه تحت تاثیر قیف فروش نامناسب قرار می‌گیرد زیرا ۳۰٪ “مشتریان راغب” از‌ این فرصت برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد یک برنامه و تصمیم‌گیری در مورد متناسب بودن آن چشم پوشی می‌کنند.

این مشتری‌های راغب احتمالاً از تجربه بد کاربری ناامید می‌شوند و توجهشان به پیشنهاد رقیب معطوف می‌شود.‌ این گزارش می‌تواند شامل پیشنهادی برای حل مسئله و بازگشت احتمالی ارزش بالاتر ۶ رقمی ‌در درآمد اضافی باشد.

از همان نوع برنامه می‌توان در متن پروژه‌های تعیین شده استفاده کرد. فرض کنید از شما خواسته شده است که برای پیشرفت داشبورد مدیریت میدانی کار کنید. رهبری شواهدی دارد که نشان می‌دهد داشبورد به عنوان ابزاری موثر برای پشتیبانی تصمیم گیری برای مدیران میدانی عمل می‌کند و به افزایش درآمد شرکت کمک می‌کند. هدف‌ این است که تجربه و عملکرد کاربر را ارتقا دهیم تا درصد مدیران میدانی که به طور هفتگی از داشبورد استفاده می‌کنند، و در حال حاضر زیر ۵۰٪ است افزایش یابد. حامی‌ پروژه تمایل دارد استفاده هفتگی تقریبا ۱۰۰٪ در هفته را در سراسر پایگاه کاربری مشاهده کند.

با کاوش بیشتر در داده‌های کاربری داشبورد، ممکن است سه گروه از کاربران را در بین مدیران میدانی شناسایی کنید:

  • کاربران عادی: همانطور که انتظار می‌رود، مدیران میدانی که همیشه از داشبورد به صورت هفتگی استفاده می‌کردند.
  • کاربران موقعیتی: مدیران میدانی که داشبورد را ماهانه به مراتب کمتری استفاده می‌کنند.
  • غیر کاربر: مدیران میدانی که هرگز داشبورد را باز نمی‌کنند.

فرض کنید که داده‌ها به شما می‌گویند ۴۸٪ از مدیران میدانی کاربر منظم، ۳٪ کاربر موقعیتی و ۴۹٪ غیر کاربر هستند.

با داشتن‌ این اطلاعات، می‌توانید به پشتیبان پروژه بگویید، “اگر تعداد افرادی که کاربر نیستند تعداد زیادی از کاربران موقعیتی را تشکیل دهند که ممکن است بر اساس تجربه کاربری بهتر انگیزه بیشتری برای ورود به سیستم داشته باشند، منطقی است که در‌این شرایط پروژه بهبود داشبورد پیگیری شود. با ‌این حال، داده‌ها نشان می‌دهد که ۹۴٪ از کاربران غیر منظم هرگز از داشبورد استفاده نمی‌کنند، در حالی که تنها ۶٪ آنها کاربران موقعیتی محسوب می‌شوند. ‌این بدان معنی است که در حال حاضر افزایش استفاده هفتگی که می‌تواند از طریق پیشرفت داشبورد حاصل شود بسیار ناچیز است. گام بعدی‌ این است که بررسی کنیم چرا گروه غیر کاربری حتی از باز کردن داشبورد خودداری می‌کند و چه چیزی آنها را وادار می‌کند که به بخش کاربر موقعیتی بپیوندند تا بتوانند نسبت به آنچه که موجب کاربری منظم آنها می‌شود بازخورد دهند. ”

ممکن است فکر کنید، “این منطقی است، اما من در حال حاضر با پروژه‌های موجود مشغول هستم. چگونه وقت پیدا کنم و به دنبال داده‌ها برای شناسایی فرصت‌هایی که در سازمان به آنها توجه نشده است بروم؟”

یکی از رازهای تحلیل کسب و کار مبتنی بر داده ‌این است که آنها در مورد چگونگی گذراندن روز کاری خود آگاه هستند. به منظور داشتن وقت برای یافتن و پیگیری فرصت‌های ارزشمند، باید مدت زمانی را که صرف کارهای کم بازده می‌کنید محدود کنید. لیستی از تعهدات غیر قابل تغییر‌ ایجاد کنید (به عنوان مثال، ارائه به روزرسانی وضعیت به مدیر پروژه بصورت هفتگی) در مقابل تعهدات کاملا قابل تغییر که می‌توانید برای صرفه جویی در وقت آنها را تغییر دهید (به عنوان مثال، جایگزینی وقفه‌های موقت زمانی که مدیر پروژه یک سوال و پاسخ روزانه ۱۵ دقیقه‌ای در یک ساعت خاص از روز دارد). سپس وقت خود را در تقویم به تفکر سطح بالاتری که برای یافتن فرضیه ارزش آفرینی مورد نیاز است اختصاص دهید، داده‌ها را برای استفاده از آنها بررسی کنید و مورد کسب و کار را برای توصیه‌های خود بسازید. در نتیجه کووید-۱۹، بسیاری از شرکت‌ها تغییر چشمگیری در منابع تولید ارزش خود مشاهده کرده‌اند. برخی برنامه‌ها قبل از همه گیری‌ این ویروس، ممکن است دیگر منطقی به نظر نرسند. رهبران پروژه مجبورند سریعاً تصمیم بگیرند تا با استفاده از روش‌های جدید کار مبتنی بر فناوری دیجیتال، خودکارسازی، هوش مصنوعی، چالش‌ها را برطرف کنند.

همه‌ این تغییرات فرصت بزرگی را برای تحلیلگر کسب و کار ‌ایجاد می‌کند که مایل به تجزیه و تحلیل مبتنی بر داده‌ها برای درخشش و ‌ایجاد مزیت نسبت به رقبای خود هستند. در محیط کار امروز، هر کارشناسی که توصیه‌های خود را با شواهد معتبر ارائه ندهد، برای فروش‌ ایده‌های خود با سختی روبرو می‌شود. همانطور که در نقل قول معروف جیم بارکسدیل آمده است، اگر همه آنچه داریم عقاید ما باشد، تصمیمات بر اساس با ارزش ترین نظر اشخاص (HIPPO) گرفته می‌شود.

داده‌ها می‌توانند احساسات و نظرات را از تصمیم گیری خارج کرده و فرصت‌هایی را با بیشترین پتانسیل رشد روشن کنند. با کنجکاوی در مورد داده‌ها، و چگونگی قرار گرفتن قطعات در کنار هم، تحلیلگران کسب و کار مبتنی بر داده به سازمان خود کمک می‌کنند تا مهمترین فرصت‌ها را شناسایی، اندازه‌گیری و اولویت بندی کند و راه‌حل‌هایی بهتر از قبل پیشنهاد دهند.


مجموعه

تحلیل کسب و کار

این پست بخشی از مجموعه تحلیل کسب و کار در کار و کسب است. ترتیب زیر را در این حوزه پیشنهاد می‌کنیم.

  1. BA به چه معناست و تحلیل‌گر کسب و کار به چه کسی می‌گویند؟ (مقدمه‌ای بر BABOK)
  2. تعریف تحلیل کسب و کار براساس BABOK چیست؟
  3. دانلود کتاب | تحلیل کسب و کار BABOK
  4. چگونه مدرک CCBA یا CBAP در تحلیل کسب و کار بگیریم؟
  5. استراتژی‌های قبولی و اخذ مدرک CBAP
  6. مهم‌ترین نکات در اخذ مدرک CCBA و CBAP در تحلیل کسب و کار
  7. تحلیل کسب و کار چقدر اهمیت دارد؟
  8. چگونه تحلیل‌گران کسب وکار می‌توانند به فروش بیشتر کمک کنند؟
  9. یک روز از زندگی یک تحلیلگر کسب و کار
  10. به این ۷ دلیل شما باید یک تحلیلگر کسب و کار شوید
  11. مهارت‌های زنجیره تامین که هر تحلیلگر کسب و کار باید بداند
  12. تحلیلگر کسب و کار به عنوان یک فروشنده
  13. مسیر تحلیلگر کسب و کار از سطح عملیاتی تا سطح استراتژیک
  14. دفاع از نیازهای ذی نفعان به عنوان رسالت تحلیلگر کسب و کار
  15. ۲۰ درس کلیدی از تحلیل کسب و کار
  16. تحلیلگر کسب و کار در محیط چابک (Agile)
  17. تحلیلگر کسب و کار در مقابل مدیر پروژه
  18. تکنیک طوفان فکری در تحلیل کسب و کار
  19. گروه تمرکز چیست و چگونه اجرا می‌شود؟
  20. تحلیل کسب و کار و مدیریت تغییر
  21. ارزیابی تحلیل کسب و کار با شاخص‌های کلیدی عملکرد (KPI)
  22. تحلیل کسب و کار با تکنیک «۵ چرا؟» | Five Whys
  23. چرا تحلیلگران کسب و کار باید از BPMN استفاده کنند؟
  24. سوالات مهم در مصاحبه استخدامی شغل تحلیل کسب و کار
  25. ساخت نیازمندی‌ها براساس سفر مشتری
  26. ۸ نکته از تحلیل کسب و کار و استخراج نیازمندی‌ها (Requirements Elicitation)
  27. داستان کاربر (User Story) چیست و چگونه استفاده می‌شود؟
  28. ارتباط تحلیل کسب و کار با داستان کاربر (User Story)
  29. ۹ نوع مستندات برای نیازمندی‌های تحلیل کسب و کار و کاربرد آن‌ها
  30. اولویت‌بندی نیازمندی‌ها در تحلیل کسب و کار
  31. تحلیل کسب و کار و میزان تسلط لازم بر حوزه تخصصی سازمان
  32. استفاده مجدد از نیازمندی‌ها (Requirements Reuse)
  33. ۳ روش در مشاوره تحلیل کسب و کار
  34. ۵ ترند مهم در تحلیل کسب و کار
  35. ۱۰ نکته برای نقشه برداری فرایندهای کسب و کار 
  36. مدیریت نیازها هنری است که توسط یک تحلیلگر کسب و کار به دست می‌آید
  37. ضرورت تعریف کردن نیازهای کسب و کار
  38. معرفی تکنیک‌های مهم در تحلیل کسب و کار بر اساس BABOK
  39. چرا مشکلات و فرصت‌ها برای پروژه‌ها یکسان نیستند؟
  40. ۱۰ تکنیک‌ مهم در تحلیل کسب و کار
  41. نیازمندی‌های غیر کارکردی در تحلیل کسب و کار
  42. تحلیل استراتژیک سازمانی
  43. مزایای تفکر استراتژیک و چگونگی توسعه آن
  44. دانلود گزارش سال ۲۰۲۰ موسسه جهانی تحلیل کسب و کار

آموزش های آنلاین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اگر در خصوص این مقاله یا دانلود منابع مشکل یا سوالی دارید لطفا با پشتیبانی کار و کسب در ارتباط باشید.