تحلیل کسب و کار

یک روز از زندگی یک تحلیلگر کسب و کار

تحلیلگری کسب و کار مسئولیتی است که در آن یک تحلیلگر کسب و کار باید بداند چه زمانی نیازهای آن کسب و کار تغییر می‌کند، تاثیرات تجاری این تغییرات را ارزیابی کند، امکان تغییرات را فراهم کند، الزامات را بررسی کند و این الزامات را حفظ و به ذینفعان مربوطه تحویل دهد.

تحلیلگر بودن تا حدودی شبیه به معماری است. تفاوت آن این است که یک تحلیلگر کسب و کار به جای آنکه برنامه‌های خود را تولید کند، الزاماتی را فراهم می‌کند که به وضوح نیازهای کسب و کار را مطرح می‌کند و با فرایندهای تجاری هماهنگ است. سپس الزامات توسط تیم یا تامین کننده خارجی به منظور ساخت و یا تغییر محصول، مورد استفاده قرار می‌گیرد.

بنابراین آنچه که در دوره تحلیل کسب و کار هم مورد بررسی قرار می‌گیرد در همین حوزه است.

یک روز معمولی از زندگی یک تحلیلگر کسب و کار می‌تواند اینگونه باشد:

تحلیلگر کسب و کار با این فکر و هدف به دفتر کار خود می‌آید که امروز چه انتظاراتی از من خواهند داشت. برنامه او ممکن است شامل صرف ۵۰ درصد از کل زمان او در یک قرار ملاقات یا ورکشاپ باشد که در آنجا اطلاعات یا توافقات در مورد محتویات پروژه در اختیار او قرار گیرد. بقیه زمان او نیز صرف انجام بازبینی اصلی، تجزیه و تحلیل از طریق داده‌ها و الگوهای ردیابی، تجزیه و تحلیل و یا نوشتن مستندات و ایجاد راه بهینه برای تعریف نیاز یا فرایند خاص می‌شود.

وظایف کاری روزانه یک تحلیلگر کسب و کار می‌تواند بسته به نوع فعالیت تجاری و پروژه فعلی او به طور قابل توجهی متفاوت باشد. با این وجود، برخی از فعالیت‌هایی که تحلیلگر تجاری معمولا در برنامه هر پروژه انجام می‌دهد شامل موارد زیر است:

۱- بررسی اهداف و مسائل

۲- تجزیه و تحلیل اطلاعات

۳- ارتباط با طیف گسترده‌ای از افراد

۴- مستند سازی یافته‌ها

۵- ارزیابی راه حل‌ها

۶- پیاده سازی یا اجرا

یک تحلیلگر کسب و کار برای یک پروژه، به طور مرتب سعی می‌کند تا مجموعه‌ای از تکالیف که با دقت هدف‌گذاری شده‌اند را به منظور به دست آوردن اهداف مشترک بررسی، ساخت، برنامه‌ریزی و ارزیابی کند. البته همه این موارد نیاز به یک رویکرد انعطاف پذیر با شرایط دارد.

مسئولیت‌های یک تحلیلگر کسب و کار بر اساس مراحل پروژه

۱- بررسی اهداف و مسائل

تحلیلگران کسب و کار زمان زیادی را صرف پرسیدن سوالات می‌کنند. او ممکن است به منظور توضیحات پروژه و همچنین توضیحات عملی آن، درخواست انجام مصاحبه، خواندن گزارشات و همچنین مشاهده کار در حال انجام را داشته باشد. سپس تجزیه و تحلیل‌هایی را برای یافتن راه حل های درون سازمانی و برون سازمانی انجام می‌دهد.

۲- تجزیه و تحلیل اطلاعات

مرحله تجزیه و تحلیل مرحله ای است که طی آن تحلیلگر کسب و کار، عناصر را به تفصیل توضیح می‌دهد و به صورت واضح و یکپارچه توضیح می‌دهد که کسب و کار برای حل مسئله باید چه کاری انجام دهد.

تحلیلگر کسب و کار همچنین در این مرحله با تیم توسعه ارتباط برقرار خواهد کرد و در صورت لزوم، برای طرح بندی و طراحی دقیق اینکه چه راه حل‌هایی باید ایجاد شود برنامه ریزی می‌کند.

۳- ارتباط با طیف گسترده‌ای از افراد

یک تحلیلگر کسب و کار خوب به طور فعالانه و مستمر با افراد ارتباط برقرار می‌کند. منظور از ارتباط چیزی فراتر از صحبت کردن است و این ارتباط علاوه بر صحبت کردن به معنی شنیدن و شناخت اطلاعات کلامی و غیر کلامی و ایجاد مکالمه آزاد است. و همچنین در این ارتباط شنیده‌ها و دیده‌ها تایید می‌شود و این اطلاعات در اختیار کسانی که می‌خواهند راه حل‌های واقعی را ایجاد کنند قرار می‌گیرد.

۴- مستند سازی یافته‌ها

یک تحلیلگر کسب و کار زمان مناسب و معقولی را صرف ضبط آنچه مشاهده می‌کند و در می‌یابد و همچنین ضبط نتایج تجزیه و تحلیل این اطلاعات می‌کند.

در طی این مرحله، یک تحلیلگر باید بهترین شیوه برای ضبط انواع خاصی از اطلاعات را به صورت بصری، که شامل نمودارها، تصاویر و غیره می‌شود در نظر بگیرد.

۵- ارزیابی راه حل‌ها

یک تحلیلگر کسب و کار همچنین باید زمانی را صرف شناسایی گزینه‌ها برای ارائه راه حل‌های خاص کند تا از این طریق بتواند بهترین انتخاب یک راه حل را انجام دهد. سپس راه حل انتخاب شده بر اساس طرح ارزیابی می‌شود و برنامه ریزی دقیق برای اجرای آن انجام می‌شود تا اطمینان حاصل شود که با نیازهای کسب و کار مطابقت دارد.

۶- پیاده سازی یا اجرا

مرحله اجرا یا پیاده سازی، برای تحلیلگر کسب و کار به معنای نتیجه کار نیست. این قسمت پر ریسک ترین قسمت برای انجام کارها و اهداف از دست رفته است. در طی انجام این مرحله، تحلیلگر باید آگاه باشد که مشتریان چگونه از این چهارچوب استفاده خواهند کرد.

آیا آن‌ها مزایای پیش بینی شده در مورد کسب و کار را می‌بینند؟ آیا موارد آزمایش شده از کل پروژه این کسب و کار پشتیبانی می‌کند؟

یک تحلیلگر کسب و کار را در اصل می‌توان یک ناوبر دانست که محصول رساندن پروژه به مقصد پایانی است و این مقصد یعنی حل و فصل رضایت‌بخش یک مشکل تجاری. یک تحلیلگر همیشه می‌داند که انتهای مقصد کجاست، چگونه باید به آن مقصد برسد و قادر است تا زمانی که به مقصد می‌رسد تنظیمات لازم برای آن پروژه را انجام دهد.

- امتیاز شما -
[کل: 0 میانگین: 0]

دوره‌های تخصصی

آموزش‌های کاربردی مدیریت در کار و کسب

برنامه دوره‌ها را ببینید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ده + چهارده =

اگر در خصوص این مقاله یا دانلود منابع مشکل یا سوالی دارید لطفا با پشتیبانی کار و کسب در ارتباط باشید.
بستن